تبليغاتX
مشرق ذهن

مشرق ذهن

بادا که هر روز مهربان و شاد باشیم

خدایا

 

خوبیها را میدانم.

بیش از آنچه که ...

اما انجامش را از دیگران بیشتر توقع دارم !؟

چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

منتهای لیاقت من، برای خوبی کردن چقدر است؟

منتهای توان من، برای خوبی کردن چقدر است؟

 

اگر هنوز کینه بیش از عشق در سرزمین وجودم جولان میدهد...

اگر هنوز اخم بیش از خنده، مساحت چهره را پوشانده...

اگر هنوز شکستن دلی، برایم آسانتر از شاد نمودن آن است...

اگر هنوز اصرار دارم آدمها رو در قفسه های تنگ کتابخونه ذهنم جا بدم (و بیشترشون جا نمیشن)...

اشکال از منه، از من.

 

خدایا کمکم کن،

تا همه رو دوست داشته باشم...

تا عاشق همه باشم...

تا دلی رو شاد کنم...

تا لبخندی به لبی بشونم...

تا آدما رو همونطوری که هستن، بپذیرم و دوست داشته باشم...

 

خدایا کمکم کن، ...

مثل خودت که همه رو دوست داری ( فکرش رو بکن...)

مثل خودت که دوست همه هستی.

مثل خودت که ...

عاشقی. عاشق.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 22:56  توسط مسافر  | 

 

سالها پیش مرد فروشنده ای که از شهر بیرون رفته بود،

پس از بازگشت متوجه شد که در غیاب او خانه و فروشگاهش آتش گرفته و سوخته

و بدین ترتیب تمام دارایی خود را از دست داده بود.

اما او چه کرد؟ لبخند زد و چشمانش را به سوی آسمان گرفت و گفت:

خدایا می خواهی که اکنون چه کنم؟

روز بعد لوحی را بر ویرانه های خانه و فروشگاهش آویخت که روی آن نوشته بود:

فروشگاهم سوخت، خانه ام سوخت، کالایم سوخت،

اما ایمانم نسوخته است،

فردا شروع به کار خواهم کرد.

...

 

منبع: کتاب با خالق هستی . واسوانی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 0:15  توسط مسافر  | 

 

آخرین بار که برای کسی هدیه خریدم ...

آخرین بار که پدر و مادرم را در آغوش گرفتم ...

آخرین بار که از کسی معذرت خواستم ...

آخرین بار که از کسی حلالیت طلبیدم ...

آخرین بار که عاشقانه نماز خواندم ...

آخرین بار که قدم اول آشتی رو من برداشتم ...

آخرین بار که یک غریبه را دعا کردم ...

آخرین بار ... ...

یادم بیندازید... هزار باره یادم بیندازید

من برای خوبی کردن فراموشکارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 23:12  توسط مسافر  | 

 

از این به بعد

به نزدیک میگم          دور

به دور میگم                          نزدیک

(ابراهیم شاهی)

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 8:48  توسط مسافر  |