تبليغاتX
مشرق ذهن

مشرق ذهن

بادا که هر روز مهربان و شاد باشیم

رودخانه ای نزدیک منطقه زندگی

سلام

منتظر عکسهای بعدی باشید.

فاینما تولو فثَم وجه الله

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 19:49  توسط مسافر  | 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

باز هم من هستم

همان مخلوقی که ...

رها میکنم.

همان موجود ضعیفی که با کوچکترین ... سقوط می کند

همان موجود ناچیزی که تمام ایمانش به ... بند است

خداوندا خجالت میکشم

از گفتگو

از تفکر

از ذکر تو

اما چه کنم که جز تو کسی را ندارم که همه حرفهایم را نزدش بلند بیندیشم و ...

خدا مزه توکل، تسلیم، ایمان، و حضورت را به من بچشان

خدایا از دست خودم عصبانیم

تا کی میخواهم طفره روم

خدایا بس است تو چقدر صبوری

این همه شعار دادم و این گونه از تو قطع تعلق کردم و ...

چقدر  کوچک. چقدر حقیر.

خدایاکمکم کن

بر حیرتم بیفزا اما ظرفیتش را نیز عنایت کن

خدایا این چگونه بنده ای است که همه چیز را از تو می خواهد.

خدایا اکنون تو اینجایی و من ...

من در سیطره شیطان

من در سیطره من

من در سیطره ترس

من در سیطره دروغ

من در سیطره تاریکی

مهدی در سیطره من

من در سیطره مهدی

خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خسته شدم ازمن خسته شدم از مهدی خسته شدم از تاریکی خسته شدم از دروغ خسته شدم از ترس خسته شدم از نگرانی خسته شدم از فقر

خدایا تواینجایی و من ...

خدایا تو اینجایی و من این همه دور

من چقدر کوچکم

خدایا می شنویَم. خدایا می بینیَم . خدایا پس کِی به افتخار بندگی تو نائل می شوم.

خدایا کمکم کن

خدایا کمکم کن

خدایا کمکم کن

خدایا کمکم کن

خدایا کمکم کن

خدایا کمکم کن

خدایا هر چی تو بگی

از تو به یک اشاره

از من ...

 ت س ل ی م

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 23:24  توسط مسافر  | 

 

 

وقتی نمی‌تونم به درک درستی از خویشتن خویش برسم (البته در این سطح از آگاهیِ اکنونم که به هزار یک احساس نامطلوب و ناآگاهانه، آلوده است)، ...

...

من احساس این لحظه‌ام (که خیلی عشقولانه است) نیستم.

من شغلم نیستم.

من اسمم (که خیلی دوستش دارم) نیستم.

من مدرکم (یه لیسانس ناقابل) نیستم.

من موقعیت اجتماعی‌ام نیستم.

من افکارم نیستم.

من خاطراتم نیستم.

من خانواده‌ام نیستم.

من نقش‌هایم نیستم.

من علاقه‌هایم نیستم.

من تمایلاتم (که خیلی زیاده) نیستم.

من قیافه‌ام (که خیلی خوشگله!؟) نیستم.

من دارایی‌هایم (که البته ندارم!) نیستم.

من خلاقیتم (که یک اقیانوس است) نیستم.

من تولیدات قلمی و هنری‌ام (که میگن خیلی موثره) نیستم.

من مشخصات شناسنامه‌ام (که باید عوض شه!) نیستم.

من ارتباطاتم (که خیلی زیاد، خیلی عالی و خیلی منحصر به فرد هستند،) نیستم.

 

من چه کسی هستم؟

اگه این چیزای بالا رو از من بگیرن چی می‌مونه؟

همه اون بالایی‌ها، علیرغم جذاب بودن، بسیار محدودکننده هستند.

و از همه مهم‌تر بعضی وقتا یه جایی تهِ دلم میگه:

هیچ کدوم از اونا تو رو ارضا نمی‌کنه!

 

من گم شدم.

وسط این همه چیز

راستی چیز به عربی یعنی :  

شِئ

چه جالب:

خدا در قرآن در مورد خودش گفته:

لیس کمثله شئ

هیچ چیزی مثل اون نیست.

و من غرق در همه چیزهایی که روز و شب، فکر و احساس من را به تسخیر خود در آوردهاند.

وقتی این همه با خدا فاصله دارم،

خب معلومه که باید دلم بگیره

من، غرق در چیزها

و او مثل هیچ چیز نیست.

دوست عزیز؛ ببخشید یک لحظه،

این آدرس رو بلدید؟

خانه دوست کجاست؟

مواظب باش مثل سهراب سپهری عزیز، با شیطنتی کودکانه و البته تیزبینانه سرِ کارمون نذاری!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 0:17  توسط مسافر  |