تبليغاتX
مشرق ذهن

مشرق ذهن

بادا که هر روز مهربان و شاد باشیم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 22:34  توسط مسافر  | 

!? Why fear , when I am here

یگانه معبودم !

امنیت و عشق تو ضامن رشد و بقای من است

ترس از آن من نیست ... تو حامی منی ... و عشق و مهرت همواره در جانم جاری ست

اگر گاهی محزون می شوم ، تنها به واسطه ی حسّ ناخوشایند دور شدن از توست ... در حالی که جایی برای حزن نیست ... تو ، آری تو ، وجود من و همه ی کائنات را از عشق بی پایان خود سرشار کرده ای ...

چگونه می شود دست مهربان و نوازشگر تو را ، که هر لحظه چون مادری شفیق و عاشق آرامم می کنی و به گاه دلتنگی اشک از چهره ام می زدایی ، ندید ؟!

چگونه می توان چون قطره ای ، تسلیم اقیانوس پهناور و بیکران عشق تو نبود ؟!

خداوندا !

به من بیاموز عاشق باشم ... عاشق تر از پیش

به من بیاموز بردباری را در جهت رسیدن به روشن بینی و در مسیر تکامل خویش

به من بیاموز خالص شدن را ... و خالص ماندن را

به من بیاموز " من " نباشم ... همه " تو " باشم و از آن " تو " .....

...

 نرگسی

  

اعتراض به فیلم موهن 300

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 18:28  توسط مسافر  | 

 

دیگه نمی نویسم.

حداقل فعلاْْ

همین.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 23:45  توسط مسافر  | 

 

...

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 21:45  توسط مسافر  | 

 

واي بر من ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 7:44  توسط مسافر  |