تبليغاتX
مشرق ذهن

مشرق ذهن

بادا که هر روز مهربان و شاد باشیم

 

سلام

 

در منطقه ای که هستم، هنوز (بعد از گذشت ۵ ماه از سال تحصیلی)

سرانه دانش آموزی مدارس را به حساب مدرسه ها نریختند

باورتون میشه ؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 9:43  توسط مسافر  | 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

 

داشتم فکر می‌کردم که درباره مرگ چه بنویسم. یاد رودخانه افتادم. انگار مرگ مثل مسیر باریکی می‌ماند که انتهایی‌ترین نقطه پایان رودخانه واقع شده است و ابتدایی‌ترین محل آغاز دریا.

برای قطره‌ای که می‌خواهد از تلاطم (ناشی از محدودیت) رودخانه به دریای بی‌منتها بریزد، عبور از این مسیر تنگ، ممکن است ترس‌آور باشد.

انگار نامحدود بودن برای آدمی ترس‌آور است.

شاید به این دلیل که در مسیر زندگی در این دنیای مجازی، یادمان رفته است که ما وجودی نامحدود هستیم.

 

***

 

در درون هر رویدادی، پیامی الهی نهفته است.

اما انسان به خاطر وابستگی به دنیا و رویدادهایش، تنها به رویداد وابسته می‌شود و احساسات ناشی از آن وابستگی.

از منظر اهالی دنیا، مرگ شاید بزرگ‌ترین رویداد زندگی باشد(!) که وابستگی ما به آن بسیار است و احساسات ناشی از آن وابستگی، شدید.

 

***

 

مرگ پایان کبوتر نیست مصداق بارزِ انالله و اناالیه راجعون است.

 

***

 

... و زندگی ادامه دارد ...

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 15:28  توسط مسافر  | 

سلام

برای آرامش روح پدر ندا(پدر همسرم) در شب اول سفر به فراسو  ُ الله را دعوت کنید

وبلاگ ندا

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 23:31  توسط مسافر  |